مگه تو قول ندادی منو تنهام نزاری
خدارو خوش نمیاد اشکمو در بیاری
آخه طاقت منم یه روزی تموم میشه
ندونستم عمره من اینجوری حروم میشه
به خدا یه روز پشیمون میشی از کاری که کردی
اون روزی که تنهایی و بی کسی و پر دردی
برو اما خوب بدون چوب خدا صدا نداره
الهی یه روز بیاد نداشته باشی یه ستاره
برو ای یار که ترک تو ستمگر کرد
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی دوست اغیارو من از یار ودیار
گشتم آواره و ترک سرو دوست کردم
|